تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      کافه بلاگ - یادداشت های آرش رحیمی پور ()
بالا آوردن دردها نویسنده: کافه سخن - ۱۳٩٠/٥/۳٠

گاهی بالا آوردن دردها سخت تر از هضم آنهاست.

این راآنهایی که دردی دارند وگاهی هوس می کنند فریادش کنندمی فهمند.لبخند

 پ ن1:نظرات درج شده صرفا به رویت نویسنده وبلاگ رسیده ونمایش داده نخواهندشد .

پ ن2:انتقال مطالب پراکنده از وبلاگهای سرگردان دیگرم به اینجا وسر وسامان دادن به آرشیو به هم ریخته ی ذهنم که لابلای صفحات هک شده وفیلتر شده وب گیر کرده مجالی می طلبد وصبری عظیم.

عجالتا التماس دعا!...

  نظرات ()
مشغله های چرکی وفیلتر وبلاگ نویسنده: کافه سخن - ۱۳٩٠/٥/۳٠

تقریبا مطمئنم بدنم کرم زده. یک هفته است که چرک‌خشک‌کن می‌خورم. آموکسی‌ سیلین ۵۰۰ همراه مترونیدازول.

دیروز دیدم این مترونیدازول زیادی تلخ است و به قیافه‌اش نمی‌آید چرک خشک کردن بلد باشد. حذفش کردم و یک دفعه همه‌چیز عوض شد. حالا بیشتر احساس می‌کنم دارم چر‌ک‌خشک‌کن می‌خورم.

روی صورتم هم حدود پنج‌تا جوش چرکی زده که ثابت می‌کند بدنم جدی‌جدی کرم زده.

چرک‌ دارد به مغزم می‌رسد. همین نوشته هم یک جورایی همین را ثابت می کند نه؟!

 پ ن : وبلاگ پاک ومنزه ام در بلاگر فیلتر شده! یا نه بهتر است بگویم وبلاگ های بلاگر فیلتر شده اند!آخر مگر می شود تمام چاقوهای شهر را جمع کرد به توهم اینکه چاقو می تواند خطرناک باشد.

 آقایان فیلترینگی،همین کارها را می کنید که برایتان  حرف در می آورند...

  نظرات ()
به یاددوستانی که نیستند نویسنده: کافه سخن - ۱۳٩٠/٥/۳٠

همیشه دلم گرفته است وقتی یک نفر توی وبلاگش می نوسید: دیگر این جا نخواهم نوشت یا دیگر نمی نویسم و از حرف آخر می گوید و کرکره جایی را می کشد پایین که گاهی روزی چند بار رفرش اش می کرده..

دلم می گیرد وقتی به خودت مرخصی می دهی و از علاقه لعنتی ات به روزنامه ها و کلمات می کنی، وقتی خودت را می بندی به تخت و باز هم دلت نمی آید که از پنجره کنار تخت، گاهی روزنامه ها و کلمات را دید نزنی!!!!

دلم می گیرد همیشه وقتی یک نفر کنار می کشد، دلم می گیرد چون همیشه وقتی یک نفر می رسد به آخر خط، به این فکر می کنم که در تمام خط چه کرده اند دیگران با او!

 خوب می دانم که وقتی یک نفر سر می رود، خیلی چیزها دیگر نمی توانند انگیزه اش باشند حتی چیزهایی که روزی به آن ها افتخار کرده و عاشقانه دوستشان داشته است...

پ ن: کاش پترس را از کتاب درسی چهارم دبستان حذف نمی کردند؛

این روزها بیشتر ازهمه سالهایی که به انگشت کوچکش می خندیدم به یادش هستم!

  نظرات ()
داغ دروغ نویسنده: کافه سخن - ۱۳٩٠/٥/۳٠

بیخود برخی را پیامبر نکن برای خودت!

 وقتی فکر می کنی یک نفر با بقیه فرق دارد داری بزرگ ترین حماقت زندگی ات را مرتکب می شوی، این را بفهم، باورش را قاب کن و بچسبان روی در یخچال، روی وایت برد اتاق، علامت کن و بزن روی دستت. پشت دستت را داغ کن از داغی دروغ هایی که بی امان می خورند توی صورتت...

  نظرات ()
مطالب قدیمی تر »
مطالب اخیر بالا آوردن دردها مشغله های چرکی وفیلتر وبلاگ به یاددوستانی که نیستند داغ دروغ من دیگر بازی نمی کنم طاقت کنسرو شده کوچ دوباره
دوستان من رها - یادداشت های من اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من